ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

امروز من , فردا میاد...

    پسرم امروزِ من، فردا میاد خوابِ من ، تعبیر فردای تو باد شب به امید گلِ فردا و فرداها ی شاد ارمغانی بر تو باد پسرم : عشق را با عشق معنا کردن از آنِ تو باد پاکی و زیبایی گل های وحشی شوق زیبای دمیدن در پگاه زندگی رقص زیبای پریّان در خیال پرنیان نوشِ تو باد ! پسرم امروزِ من فردا میاد! خوابِ من ، تعبیر فردای تو باد!       1391/02/17       ...
17 ارديبهشت 1391

وقتی مریض میشی...

  وقتی مریض میشی و پزشک ازت میپرسه : بیماریت چیه؟؟ منتظر مادرت میشی... و همیشه جوا ... ب دادن رو به اون میسپاری...  چرا که میدونی مادرت همون احساسی رو داره که تو داری حتی از خودت بیشتر دردت رو احساس می کنه...!   1391/02/12 ...
12 ارديبهشت 1391

پسر شیطون من آرتین

پسرم سلام خوبي ؟؟؟؟؟؟ چندوقته عكس قشنگتو نديدم دلم برات تنگ شده   راستي پسملم ميخام ازت گله كنم اخه مدتيه نميزاري مامان سارا بخوابه خدايي اين بي معرفتي نيست ؟؟؟؟؟ توكه ميدوني من چقدر خسته ميشم ماماني كل روزو كارميكنم  بايد براي پدرجان وشما شام بپزم   اخرشبم تا ميام بخابم يك ساعت اول خيلي خوبه ولي تا ساعت ميشه 2/3 ديگه  من بايد گوسفندارو بشمرم همش از اين دنده به اون دنده ميشم فكركنم تو بيدارميشي بازي ميخاي اره ؟؟؟؟  در هرصورت پسر خوبي باش   پس به زودي منتظر اتفاق هاي خوب خوب باش پسريم دوست دارم قد همه ستاره هاي آسمون      1391/02/05     ...
5 ارديبهشت 1391

ارتین 22 هفته ای من

  آرتین قشنگ من خیلی وقته که از لحظات زیبای باهم بودنمون ننوشتم راستش اینقدر حضورت برای من هیجان انگیزه که خیلی چیزا یادم میره ولی میخام بدونی که خیلی منتظرت هستم ودارم لحظه شماری میکنم تا زودتر در آغوشت بگیرم . راستی مامانی باید یک تشکر ویژه ازشما بکنم اول اینکه خیلی آقای آرومی هستی واصلااااا منو اذیت نمیکنی دوم اینکه به قولهایی که دادی عمل کردی مخصوصا اون قولهایی که گفتم به خدا جونی بگو تا زودتر دعاهامونو مستجاب کنه آره پسر زیبای من  میدونم که تو با اون قلب کوچیکت برای برآورده شدن آرزوهای بزرگ ماتلاش میکنی   پس بدون که خیلی عزیزی وعاشقتم میسپارمت به خدای مهربون چون تنها اون که میتونه به بهت...
30 فروردين 1391

دوباره

اگر قرار بود کودکم را دوباره تربیت کنم بیشتر نقاشی با انگشت را به او یاد میدادم تا اینکه با انگشت برایش خط و نشان بکشم. کمتر غلط گیری کرده و بیشتر صحیح انجام دادن را یادش میدادم. چشم از خود می شستم و به او چشم می دوختم. کمتر به داشتن و بیشتر به مراقبت می پرداختم. با او پیاده روی و بادبادک بازی می کردم. اداهای جدی را کنار گذارده و جدی تر بازی می کردم. بیشتر در دشت و دمن همراهش دویده و به ستاره ها زل می زدم. بیشتر او را دربغل می فشردم و کمتر زور می گفتم. کمتر سختگیری و بیشتر تشویق می کردم. اول به اعتماد به نفس و بعد به پوشاک و مسکن می پرداختم. کمتر عشق قدرت و بی...
22 فروردين 1391

تقدیم به بهترین بهانه زندگیم

  هرچقدر بعید توبا تمام کوچکیت خدای منی هرچقدر بعیدبرتنت گل به گل جوانه میزنم تا تمام شوی تا تمام شوم حالا دیگر عاشقی میکنم و زندگی وزندگی دارد تورا تماشا میکند در آغوش من   1391/01/17 ...
17 فروردين 1391